تبليغاتclose
اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست
صفحه اصلی
عضویت
ورود کاربران
تماس با ما
آهنگ وبلاگ
تبادل لینک
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست وآدرس http://love2021.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
آرشیو
خبرنامه
نوشته شده در : پنجشنبه 07 ارديبهشت 1391 |نویسنده : rahim

حالا که فرقی نمی کند...

کنارت

ایستاده باشم یا نه

بگذار

همه چیز را...

از وسط قیچی کنم

تا تو...

در نیمی باشی

من...

در نیمی دیگر


تو چه میفهمی

حال و روز کسی را...

که دیگر

هیچ نگاهی دلش را نمیلرزاند...!

 

 

خدایا...

این روزا که تموم شد

میام میزنم روشونت و میگم

جنبه رو حال کردی.....




بازدید : 7
نظرات ()
نوشته شده در : پنجشنبه 07 ارديبهشت 1391 |نویسنده : rahim


 

خداوندا گله دارم 

 

سکوت را انتخاب میکنم برای فریاد زدنم

 

و زندگی را به اجبار می گذرانم

 

خداوندا گله دارم

 

برای آنچه که می بینم اما نمی توانم کاری بکنم

 

قفل غمها را با کدامین کلید از روزگار بگشایم

 

خداوندا گله دارم

 

ز این روزگار

 

ز تاریکی

 

ز غمها

 

ز شادی ها

 

ز انسانها

 

ز خود نیز من گله دارم

 




بازدید : 8
نظرات ()
نوشته شده در : پنجشنبه 07 ارديبهشت 1391 |نویسنده : rahim


دل سوختن؟ رسم عاشقی اين نيست که تک و تنها بسوزی و ديگر

نمانی، ... کاش می دانستيم که زودتر از ما، عشق ماست که برای

دوری ما می سوزد و می سازد... کاش می فهميديم که قدر بودن، قدر

عاشقی، قدر عشق چيست و چقدر است، کاش بيراه نمی رفتيم و می

مانديم چون روز اول، عاشق، عاشق، ...

بازی با کلمات قشنگ است، بازيگری حرفه ای می خواهد، اما، قسم ،

که حقيقت عشق، وجود هرگونه بازی و بازيسازی را بی نياز از دروغ

و نيرنگ می سازد...

نمی دانم! بلد نيستم! من نمی دانم دل سوختن برای چيست؟ مرا سوختنی

نباشد جز برای عشقم، برای او، برای بودن با او و دور ماندن از او،

می سوزم، آری، اما نه به درد اين بازيگر قهار و خوشرنگ زندگی،

نه به سختی و دل تنگی نمادين اين دنيای پوشالي...

آری می سوزم، از درد دور بودن و عاشقی، از غم اشک و سردی،

می سوزم، اما نمی دانم چرا؟ ... خودی برايم ديگر نمانده است، نمی

خواهم، خودی را که ز عشقم دور می سازد نمی خواهم، می

سوزانمش، آری، می سوزانمش هر دل و هر نگاهی که مرا دور سازد

از عشقم،

و می بوسم، می بويم، می جويم دلی را، دستی را، سخنی را، نگاهی

را، هر نسيم و بادی را که وجودم را به او و عشقم نزديک سازد،




بازدید : 6
نظرات ()
نوشته شده در : پنجشنبه 07 ارديبهشت 1391 |نویسنده : rahim

هربار که لباس تازه ای به تن می کنی

بهـار از میان چشمانت شکوفه می دهــد

چــاره ای جز بویـیـدن نـدارم !

آنگاه مـنـم که بـــیـقـرارت می شــوم ...

و از عـقـربه های عجول ساعت

و برگهای شـتـابان تـقـویـــم

جـــز تــمــدیــــــد با تـو بـودنــم

هــــیـــچ چــیــز دیگــری نمی خـــواهم ...

*******************************

چــرا گـرفـتـه دلـت مـثـل آنکه تنهایـــی

چـــه قـــــدر هــــم تـــنــهــــا ؟

خـیــال مـی کـنـم

دچار آن رگ پنهان رنـگـها هـسـتـــــی !

دچــــــــــــــــــــــــار یـعنـی عــــــاشــــــــــق !!!

و فـکـر کن کـه چـه تـنـــــــــــهاســـــــــت

گـر کـه ماهی کوچک

دچـــــــار آبــــی دریــــای بیــــــــکران بـاشـــــد...




بازدید : 7
نظرات ()
نوشته شده در : دوشنبه 7 فروردين 1391 |نویسنده : rahim

اگه قرار باشه ظرف 24 ساعت دنیا به پایان برسه

تموم خطوط تلفن،تالارهای گفتگو و ایمیلها اشغال می شه....

همه جا پر میشه از این كه:

رنجوندمت،پشیمونم،منو ببخش

تو را عاشقانه می پرستم

مراقب خودت باش.

اما بین این همه پیام یكی تكون دهنده تره:

همیشه عاشقت بودم ولی هیچ وقت بهت نگفتم!

پس عشق و محبت را تقدیم آنكس كه دوستش داریم كنیم

شاید كه دیگر فردایی نباشد.




بازدید : 21
نظرات ()
نوشته شده در : دوشنبه 7 فروردين 1391 |نویسنده : rahim

بَچه کـــِ بودم ، بَستَنـــــے ام را گــاز مے زَدَنـد

قيامَتـــ به پـآ ميکردم ،

چـه بيــــهوده بُزُرگــــ شُدم...

حالا روحَــم را گـاز مےزنند و مےخندم!




بازدید : 18
نظرات ()
نوشته شده در : یکشنبه 28 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

 

خداحافظ ای شعر شب های روشن

سلام ای غروب غریبانه ی دل

سلام ای طلوع سحرگاه رفتن

سلام ای غم لحظه های جدایی

خداحافظ ای شعر شب های روشن

خداحافظ ای قصه ی عاشقانه

خداحافظ ای آبی روشن عشق

خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

تو تنها نمی مانی ای مانده بی من

تو را می سپارم به دل های خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب

تو را می سپارم به دامان دریا

اگر شب نشینم اگر شب شکسته

تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد

به دل می سپارم تو را تا نمیرد

اگر چشمه واژه از غم نخشکد

اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من

خداحافظ ای سایه سار همیشه

اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم

خداحافظ ای نوبهار همیشه




بازدید : 18
نظرات ()
نوشته شده در : شنبه 20 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

اینم یه طنز با حال

                                              نسل جدید

بهاربیست                   www.bahar-20.com

دهقان فداکارپیرشده،
چوپان دروغگو عزیزشده،
بهاربیست                   www.bahar-20.com
شنگول و منگول گرگ شدن،شیطان
کوکب حوصلهء مهمون رو نداره،آخ
کبرا تصمیم گرفته دماغشو عمل کنه، دروغگو
روبا و کلاغ دستشون توی یک کاسه است،
متفکر
حسنک گوسفنداشو ول کرده وتوی یک شرکت آبدارچی شده،
آرش کمانگیرمعتاد شده، نیشخند
شیرین،خسرو و فرهادو پیچونده و با دوست پسرش رفته اسکی،تعجب
رستم و اسفندیاراسبهاشونو فروختن و باموتور میرن کیف قاپی!ساکت
راستی سر ما ایرانیها چه آمده؟

بهاربیست                   www.bahar-20.com

بهاربیست                   www.bahar-20.com




بازدید : 34
نظرات ()
نوشته شده در : شنبه 20 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

ای کاش دوست داشتن را تجربه نمی کردم، تجربه ی تلخی بود... دیگر هیچ وقت نمی خواهم حضوری گرم، سرمای وجودم را محو کند دیگر هیچ گاه به نگاه عاشقی دل نمی بندم و هیچ گاه به سلام مهربانی پاسخ نخواهم داد
--------------------------------------------------------------------------
افسوس.... آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم... آن زمان که دوستمان دارند لجبازی میکنیم... و بعد... برای آنچه از دست رفته آه میکشیم -
---------------------------------------------------------------------------
پرسیدم : عشق چیست ؟ گفت : آتشی است . گفتم : مگر آن را دیده ای ؟ گفت : نه در آن سوخته ام




بازدید : 123
نظرات ()
نوشته شده در : شنبه 20 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکونه و میره . دومین کسی رو که میای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره . بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشکونی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه ...... اینطوریه که دل همه آدما میشکنه..


بازدید : 21
نظرات ()
نوشته شده در : شنبه 20 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

خواب دیدم

در خواب با خدا گفتگویی داشتم.

خدا گفت:پس می خواهی با من گفتگو کنی؟

گفتم: اگر وقت داشته باشید.

خدالبخند زد و گفت :وقت من ابدى است.

چه سؤالا تی درذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟

گفتم: چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟

خدا پاسخ داد: این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند.

این که سلامتشان را صرف به دست آوردن پول می کنند و بعد پولشان را خرج سلامتی می کنند.

این که با نگرانی نسبت به آینده زمان حال فراموششان می شود آن چنان که دیگر نه در آینده زندگی می کنند و نه در حال.

این که چنان زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و چنان می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.

مدتی به فکر فرو رفتم و بعد پرسیدم:

به عنوان خالق انسان ها می خواهید آنها چه درس هایی را از زند گی یاد بگیرند؟

خدا با لبخند پاسخ داد:یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد اما می توان محبوب دیگران شد.

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد بلکه کسی است که نیاز کمترى دارد.


ی
اد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم و سال ها وقت لا زم خواهد بودتا آن زخم التیام یابد.

با بخشیدن بخشش یاد بگیرند.

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقآ دوست دارند اما بلد نیستند احساسشان را ابراز کنند یا نشان دهند.

یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند.

ویاد بگیرند که من اینجا هستم

همیشه....




بازدید : 36
نظرات ()
نوشته شده در : شنبه 20 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

نمی بخشمت


بهاربیست                   www.bahar-20.comبخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی بهاربیست                   www.bahar-20.com
بخاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی
بخاطر دلی که برایم شکستی
بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی
بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی
بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی


ونمی بخشمت
بهاربیست                   www.bahar-20.comبخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی بهاربیست                   www.bahar-20.com




بازدید : 29
نظرات ()
نوشته شده در : شنبه 20 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

تو همونی که دلم یه عمری  ارزو شو داشت

همونی که غیر اون هیچ کسی رو قبول نداشت


تو همونی که برام قشنگ ترین بهونه بود

همونی که بهترین لحظه ی عاشقونه بود


تو همونی که چشام سراغ اشکاتو گرفت

اون که حتی شبای فاصله دستاشو گرفت


تو همونی که می گفتم مال من میشه یه روز

اون که از خاطر من نرفته یک لحظه هنوز


تو همونی که می خواستم با هاش عاشقی کنم

از خودم " از خودمون یه روز باهاش حرف بزنم


مگه از من چه بدی دیدی که دشمنم شدی

رفتی و از خاطرت راضی به رفتنم شدی


ولی من دارم می گم هنوز دلم پیش توی

دل من.. تو غربتش هنوز صداتو می شنوه




بازدید : 21
نظرات ()
نوشته شده در : شنبه 20 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

عشق دربیمارستان
 
لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه ی بی پایانی را ادامه می دادند. زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می خواست او همان جا بماند. 

از حرف های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است.در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم. یک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر که در دبیرستان درس می خواند و تمام ثروتشان یک مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو است. در راهروی بیمارستان یک تلفن همگانی بود و هر شب مرد از این تلفن به خانه شان زنگ می زد. صدای مرد خیلی بلند بود و با آن که در اتاق بیماران بسته بود، اما صدایش به وضوح شنیده می شد. موضوع همیشگی مکالمه تلفنی مرد با پسرش هیچ فرقی نمی کرد :گاو و گوسفند ها را برای چرا بردید؟ وقتی بیرون می روید، یادتان نرود در خانه را ببندید. درس ها چطور است؟ نگران ما نباشید. حال مادر دارد بهتر می شود. بزودی برمی گردیم...

   چند روز بعد پزشک ها اتاق عمل را برای انجام عمل جراحی زن آماده کردند. زن پیش از آنکه وارد اتاق عمل شود ناگهان دست مرد را گرفت و درحالی که گریه می کرد گفت: « اگر برنگشتم، مواظب خودت و بچه ها باش.» مرد با لحنی مطمئن و دلداری دهنده حرفش را قطع کرد و گفت: «این قدر پرچانگی نکن.» اما من احساس کردم که چهره اش کمی درهم رفت. بعد از گذشت ده ساعت که زیرسیگاری جلوی مرد پر از ته سیگار شده بود، پرستاران، زن بی حس و حرکت را به اتاق رساندند. عمل جراحی با موفقیت انجام شده بود. مرد از خوشحالی سر از پا نمی شناخت و وقتی همه چیز روبراه شد، بیرون رفت و شب دیروقت به بیمارستان برگشت. مرد آن شب مثل شب های گذشته به خانه زنگ نزد. فقط در کنار تخت همسرش نشست و غرق تماشای او شد که هنوز بی هوش بود. صبح روز بعد زن به هوش آمد. با آن که هنوز نمی توانست حرف بزند، اما وضعیتش خوب بود. از اولین روزی که ماسک اکسیژنش را برداشتند، دوباره جر و بحث زن و شوهر شروع شد. زن می خواست از بیمارستان مرخص بشود و مرد می خواست او همان جا بماند. همه چیز مثل گذشته ادامه پیدا کرد. هر شب، مرد به خانه زنگ می زد. همان صدای بلند و همان حرف هایی که تکرار می شد. روزی در راهرو قدم می زدم. وقتی از کنار مرد می گذشتم داشت می گفت: گاو و گوسفندها چطورند؟ یادتان نرود به آنها برسید. حال مادر به زودی خوب می شود و ما برمی گردیم.
 
یک بار اتفاقی نگاهم به او افتاد و ناگهان با تعجب دیدم که اصلا کارتی در داخل تلفن همگانی نیست. مرد درحالی که اشاره می کرد ساکت بمانم، حرفش را ادامه داد تا این که مکالمه تمام شد. بعد آهسته به من گفت: خواهش می کنم به همسرم چیزی نگو. گاو و گوسفندها را قبلا برای هزینه عمل جراحیش فروخته ام. برای این که نگران آینده مان نشود، وانمود می کنم که دارم با تلفن حرف می زنم.

  در آن لحظه متوجه شدم که این تلفن برای خانه نبود، بلکه برای همسرش بود که بیمار روی تخت خوابیده بود. از رفتار این زن و شوهر و عشق مخصوصی که بین شان بود، تکان خوردم. عشقی حقیقی که نیازی به بازی های رمانتیک و گل سرخ و سوگند خوردن و ابراز تعهد و شمع روشن کردن و کادو پیچی و از اینجور جفنگ بازیها نداشت، اما قلب دو نفر را گرم می کرد.

 




بازدید : 23
نظرات ()
نوشته شده در : جمعه 5 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

ای تمام باور عاشقانه ام

  

تمنای چشمان سیاهم را به چه فروختی؟؟؟

 

به محبتی دروغین؟؟؟

 

به اندکی عشق؟؟؟

 

یا به تمنای نگاه دیگری؟؟؟

 

کدام یک؟؟؟

 

چه کسی نام مرا از لحظه هایت جدا کرد؟؟؟

 

چشمان اتشین چه کسی تو را فریفت؟؟؟

 

چه کسی مسبب این جدایی بود؟؟؟

 

تمام این سوالات بی پاسخ خواهند بود مثل همیشه.

 

امروز...

 

امروز من به تنهایی سوگوار غروب عشقمان هستم.

 

امروز تمام خاطرات را به باد فراموشی سپرده ام.

 

امروز

 

تو از یاد من می روی و کسی دیگر جایگاهت را در قلبم می گیرد.

 

~~~>>>>تو این را خواستی<<<~~




بازدید : 29
نظرات ()
نوشته شده در : جمعه 5 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

 

چه حادثه ای مهمتر از نفس های توست که نبض حیات مرا مینواخت و دیگر نیست

گفتند بنویس...ولی از چه بنویسم وقتی تو نیستی...

وقتی نمی آیی...

وقتی سالروز تولدت فرا میرسد و نیستی...

وقتی نیستی که شمعها را خاموش کنی.

وقتی نیستی که بی اجازه وارد اتاقم بشوی و در جواب که میپرسم چرا بی اجازه؟؟

میگویی برای ورود به دلها اجازه لازم نیست و میخندی...

از یادآوری این خاطره دلم به وجد می آید...

بی اختیار میخندم...

و گریه میکنم...

وحشت میکنم...

به شدت درد میکشم...

صدایت را میشنوم...

میخواهم صدایت را از ساقه بچینم...

باز هم میخندی...

باز هم گریه میکنم...

سرم را روی میز میگذارم و خودم را در آغوشت حس میکنم

و عشقت را در تک تک سلولهایم.

باز گریه میکنم شدید

چقد تنهام من




بازدید : 30
نظرات ()
نوشته شده در : جمعه 5 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

رازهای جاودانگی عشق

www.goshvare.com | رازهاي جاودانگي عشق


گفتار های دونالد والترز خیلی کوتاه است حتی گاهی به یک خط هم نمیرسد. اما اگر هر یک از آنها را برای چند بار در روز بخوانید اثر عمیقی در روح شما خواهد داشت. هر گفتار برای یک روز است. یکی از روزهای زندگی شما که با تکرار این جملات و ورود مفهموم شان به ضمیر ناخود آگاه شما خیلی زیباتر خواهد شد. در هر حالی که هستید بخصوص پیش از خواب یکی از گفتار ها را تکرار کنید. ابتدا با صدای بلند و کم کم به شکل زمزمه. آری به همین سادگی


۱٫ راز عشق در تواضع است.
این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست.
بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است.
میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند،
تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت
آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد.

۲٫ راز عشق در احترام متقابل است.
احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند.
اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است،
با احترام به نظریاتش گوش کن.
احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد.

۳٫ راز عشق در این است که به یکدیگر سخت نگیرید.
عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است.

۴٫ راز عشق در این است که هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را خوشحال کند.
کاری مثل دادن هدیه ای کوچک، تحسین،
لبخندی از روی محبت.
نگذار که جویبار محبت از کمی باران، بخشکد.

۵٫ راز عشق در این است که رابطه تان را مانند یک باغ، با محبت تزئین کنید.
بذر علاقه ها و عقیده های تازه را بکار که زیبایی بروید.
ضمنا فراموش نکن که باغ را باید هرس کرد، مبادا
غنچه های گل پوشیده از علف های هرز عادت شود.
برای اینکه عشق همواره با طراوت بماند باید به آن
مثل هنر خلاقانه نگاه کرد.

۶٫ راز عشق در خوش مشربی است.
شوخی با دیگران را فراموش نکن،
در ضمن مراقب شوخی هایت هم باش.
شوخی نا پسند نکن.
شوخی باید از روی حسن نیت باشد، نه نیشدار.

۷٫ راز عشق در این است که حقیقت اصلی عشق، یعنی تفکر را از یاد نبری.
آیا یک رابطه دراز مدت،
مهم تر از اختلافات کوچک و زود گذر نیست ؟

۸٫ راز عشق در این است که مانع بروز هیجانات منفی در وجودت شوی، و صبر کنی تا خونسردی را دوباره به دست آوری.
با این که احساس جلوه الهام است، اما شخص
عصبانی نمی تواند چیزها را با وضوح درک کند.
قلبت را آرام کن.
تنها به این وسیله است که می توانی چیزها
را آنگونه که هستند، در یابی.

۹٫ راز عشق در این است که طرف مقابلت را تحسین کنی.
هرگز با فرض اینکه خودش این چیزها را می داند، از تحسین غافل نشو.
مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص نیت بگویی : دوستت دارم.
گرچه احساسات بشری به قدمت نسل بشر است،
اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند.

۱۰٫ راز عشق در این است که در سکوت دست یکدیگر را بگیرید.
کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید.

۱۱٫ راز عشق در توجه کردن به لحن صدا است.
برای تقویت گیرایی صدا، باید آنرا از قلب برآورید،
سپس رهایش کنید تا بلند بشود و به سمت پیشانی برود
تارهای صوتی را آرام و رها نگه دار.
اگر احساسات قلبی ات را به وسیله صدا بیان کنی،
آن صدا باعث ایجاد شادی در دیگری خواهد شد.

۱۲٫ راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی.
زیرا چشم ها پنجره های روح هستند.
اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کنی،
مثل آن است که پنجره ها را با پرده های زیبایی بیارایی
و به خانه گرما و جذابیت ببخشی.

۱۳٫ راز عشق دراین است که از یکدیگر انتظارات بیجا نداشته باشید.
زیرا نقص همواره جزء لاینفک انسان است
ذهنت را بر ارزشهایی متمرکز کن
که شما را به یکدیگر نزدیک تر میکند
نه بر مسائلی که بین شما فاصله می اندازد.

۱۴٫ راز عشق در این است که حس تملک را از خود دور کنی.
در حقیقت هیچ کس نمی تواند مال کسی شود.
پس شریک زندگی ات را با طناب نیاز مبند.
گیاه هنگامی رشد میکند که آزادانه از هوا و نور آفتاب استفاده کند.

۱۵٫ راز عشق در این است که شریک زدگی ات را در چار چوبی که خودت می پسندی حبس نکنی.
عیبجویی باعث تباهی می شود.
همه چیز را همانطور که هست بپذیر، تا هر دو شاد باشید.
قانون طلایی این است :
نقاط قوت را تقویت کن،
و ضعف ها را نه تقویت کن نه تقبیح.
هرگز سعی نکن با سوزاندن،
جلوی خونریزی زخم را بگیری.

۱۶٫ راز عشق در این است که هنگام سوء تفاهم، فقط به این فکر نکنی که طرف مقابل چگونه ناراحتت کرده است.
در عوض به راه حلی فکر کن که در آینده
از بروز چنین سوء تفاهم هایی جلوگیری کنی.

۱۷٫ راز عشق در این است که وقتی پیشنهادی به ذهنت می رسد، به نیاز خودت برای بیان آن فکر نکنی.
بلکه به علاقه دیگری به شنیدن آن فکر کنی.
اگر لازم بود، حتی ماه ها صبر کن
تا آمادگی شنیدن آنچه را میخواهی بگویی پیدا کند.

۱۸٫ راز عشق در آرامش است.
زیرا آرامش باعث تکامل عشق می شود.
عشق، هوای نفس و احساست شدید نیست.
عشق انسان ها نسبت به یکدیگر بازتابی از عشق ازلی است
و خداوندگار آرامش کامل است.

۱۹٫ راز عشق در این است که در وجود یکدیگر عاشق خدا باشید.
تا همواره علیرغم همه اشتباهات،
تشنه رسیدن به کمال باشید،
چرا که بشر همواره علیرغم موانع فراوان،
سعی میکند به سمت آرمان های جاودانه حرکت کند.

۲۰٫ راز عشق در این است که محبت تان را بسط دهید تا تبدیل به عشق واقعی میان دو انسان شود.
سپس آن عشق را که دست پرورده پروردگار است
بسط دهید تا بشریت و کل مخلوقات را در بر گیرد.

۲۱٫ راز عشق در این است که به دیگری لذت ببخشی، ولی عشق را برای لذت نخواهی.
زیرا عشق حقیقی هوا و هوس نیست.
هر چه نفس قوی تر باشد، تقاضاهایش بیشتر می شود
و هر چه تقاضاهای نفس قوی تر باشد،
خودپرستی را در تو بیشتر و بیشتر تقویت میکند.
عشق چهره واقعی خود را در ملایمت و مهربانی آشکار میکند،
نه در لذت جویی .

۲۲٫ راز عشق در مراعات حال دیگری است.
هر قدر که ملاحظه حال دیگران را می کنی،
کسی را که دوست داری بیشتر ملاحظه کن.

۲۳٫ راز عشق در این است که جاذبه های خود را با دیگری قسمت کنی.
جاذبه نیرویی لطیف و نافذ است که از دیگری دریافت می کنی.
این نیرو تنها با بخشش رشد میکند.

۲۴٫ راز عشق در ایجاد تنوع در زندگی است.
نگذار که روزمرگی ها
مثل سیم های کوک نشده ساز،
نغمه زندگی عاشقانه تان را
به نوایی غم انگیز تبدیل کند.

۲۵٫ راز عشق در این است که در هر فرصتی در کنار هم آرام بگیرید و افکارتان را با یکدیگر در میان بگذارید.
لازم نیست برای سرگرم شدن حتما
از محرکات خارجی استفاده کنید.
قرار بگذارید که بیشتر با هم تنها باشید
تا بتوانید خودتان باشی.

۲۶٫ راز عشق در این است که با زمانه کنار بیایید.
مایع عشقتان را طوری نگهدارید
که بتوانید گودال هایی
را که زندگی پیش پایتان میگذارد، پرکنید.

۲۷٫ راز عشق در این است که به محبوبتان قدرت و آرامش بدهید.
و از او قدرت و آرامش دریافت کنید، اما نه با اصرار.

۲۸٫ راز عشق در استواری است.
در فصول مختلف زندگی،
عشقتان را مانند کوه بلندی استوار نگه دارید.

 




بازدید : 29
نظرات ()
نوشته شده در : جمعه 5 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

قشنگترین صدایی که می تونین از عشقتون بشنوین وقتیه که

از خواب بیدار میشه و گیج حرف میزنه !




بازدید : 35
نظرات ()
نوشته شده در : پنجشنبه 4 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

و برای تو ماندن... به پای تو بودن... و به عشق تو سوختن !


 و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن ... !


 ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگیست ... !



بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست ... !



چه زیباست بخاطر تو زیستن ...



ثانیه ها را با تو نفس کشیدن ... زندگی را برای تو خواستن ... !



چه زیباست عاشقانه ها را برای تو سرودن ... !



 بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگی... ! 



 چه زیباست بیقراری برای لحظه ی آمدن و بوئیدنت ... !



برای با تو بودن و با تو ماندن ... برای با هم یکی شدن ... !



کاش به باور این همه صداقت و یکرنگی می رسیدی !



ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست ...!!!!



و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد ... !





بازدید : 27
نظرات ()
نوشته شده در : پنجشنبه 4 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

 

 

shayad ye kasi shaba baraye inke khabe toro bebine be khoda eltemas mikone?!shayad ye kasi be mahze didane to dastash yakh mizane va tapeshe ghalbesh morattab bishtar mishe!! motmaen bash ye kasi shaba be khatere to to0 daryayi az ashk mikhabe!! vali to o0no nemibini....


zendegi male to , marg male man rahati male to . gereftari male man, shadi male to , gham male man, hame male to VALI TO MALE MANNNNNNN


I know you love me but I don’t see you coming, so I’ll come to you; I’m on my way. I see you standing there; so close but still barely out of reach; I need to be closer to you, so I’m on my way. I know your kiss; still remember tasting it on my lips; oh how much I want that again; I’m on my way.


LOVE: L:for you look at life. Only one that you see. V:very very extra ordinaly. E:even more then eny one that you done.


When all lights gone the dreams have come when the nights are quiet and the days are done when in your mind you look around in hope to find the gentle sound of her sweet voice in the calming winds with your own choice you pick the one you know you love too hold her tight with one to live you think you might ask her there to be your wife to love and care through out your life when you get down to your one knee the time is now for you too be but then what happens is always the worst you wake too have had your heart that burst because your love was not really true it was only a dream and nothing for you


ZENDEGI zibast, na be zibaiye HAGHIGHAT.... haghighat talkh ast ,na be talkhiye JODAEE... va, jodaee sakht ast, na be sakhtiye TANHAEE ...!!!


 



بازدید : 29
نظرات ()
نوشته شده در : پنجشنبه 4 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

 حیف...


 حیف ازاین هـمه احساس برای توی نالایـق!


  


 




بازدید : 28
نظرات ()
نوشته شده در : پنجشنبه 4 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

راننده اسکناس را گرفت و پرسید :

یک نفری؟

مکث کردم و گفتم... :

خیلی وقته...!




بازدید : 27
نظرات ()
نوشته شده در : سه شنبه 2 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

شمارتو پاک میکنم از حافظه ی گوشی

نمی تونم با تو باشم تو یه آدم فروشی

اس ام اس آخرتو خوندم بازم عزیزم

نوشته بودی از دلم تورو بیرون میریزم

جواب اون اس ام اس و به تو ندادم هیچوقت

ولی امیدوارم بشی به پای اون سیا بخت

حرفای عاشقونمو برات مسیج می کردم

نمی دونستم که یه روز میگی بر نمیگردم

شمارتو از صبح تا شب هزار بار میگرفتم

میگفت گوشیت خاموشه و من آتیش میگرفتم

حسرت یه روز خوشو روی دلم گذاشتی

میگفتی که دوسم داری ولی دوسم نداشتی

جواب اون اس ام اس و به تو ندادم هیچوقت

ولی امیدوارم بشی به پای اون سیا بخت

 




بازدید : 21
نظرات ()
نوشته شده در : سه شنبه 2 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

کجای این جنگل شب پنهون میشی خورشیدکم

پشت کدوم سد سکوت پر میکشی چکاوکم

چرا به من شک میکنی من که منم برای تو

لبریزم از عشق تو سرشارم از هوای تو

دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقم

پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو

گریه نمیکنم نرو... آه نمیکشم بشین

حرف نمیزنم بمون... بغض نمیکنم ببین

سفر نکن خورشیدکم ترک نکن منو نرو

نبودنت مرگ منه راهی این سفر نشو

نذار که عشق من و تو اینجا به آخر برسه

بری تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه

نوازشم کن و ببین عشق میریزه از صدام

صدام کن و ببین که باز غنچه میدن ترانه هام

اگر چه من به چشم تو کمم قدیمیم گمم

آتشفشان عشقم و دریای پر تلاتمم

گریه نمیکنم نرو. آه نمیکشم بشین

حرف نمیزنم بمون. بغصض نمیکنم ببین

( اگرچه من به چشم تو کمم قدیمی یم گمم      

    اتش فشان عشقمو دریای پر تلاطمم ) 




بازدید : 43
نظرات ()
نوشته شده در : سه شنبه 2 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

حسرت

 خیلی سخته که...بغض داشته باشی اما نخوای کسی بفهمه

خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد که فراموشش کنی

خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی بعد بفهمی دوست نداره

خیلی سخته که همه چیزتو به خاطر یه نفر از دست بدی اما اون بگه: دیگه دوست ندارم

خیلی سخته که دوسش داشته باشی اما نتونی باهاش بمونی...

خیلی سخته که بخوای با آب خوردن بغضت رو بفرستی پايين اما  یه دفعه اشک از چشات جاری بشه

خیلی سخته که کسی که تموم زندگیت رو به پاش ریختی با بی رحمی تموم تو چشات نگاه کنه و بگه دیگه دوست نداره

خیلی سخته که یه عمر با خیال یه نفر زندگی کنی امی وقتی فهمید عاشقشی بره و  پشت سرشم نگاه نکنه

خیلی سخته که دلت رو به کسی خوش کنی که یه دلخوشی دیگه داره

خیلی سخته که وقتی بعد از کلی کلنجار رفتن با خودت میری که حرف دلتو بهش بگی با یه معذرت خواهی کوچیک بگه فعلا سرم شلوغه

خیلی سخته که همیشه مجبور باشی سخت ترین چیزارو تحل کنی...

 




بازدید : 37
نظرات ()
نوشته شده در : سه شنبه 2 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

کاش.......!!

کاش می شد این جدایی ها نبود

یا اگر بود این همه درد جدایی ها نبود

                                               کی روا باشد ز خار در باغ و بلبل در قفس

                                               کاش در کار بشر این ناروائی ها نبود

خنده ای آشنایی گریه ها دارد ز پس

ای خدا: چون بود آگر این آشنایی ها نبود




بازدید : 22
نظرات ()
نوشته شده در : سه شنبه 2 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

من به امید دیدار تو زنده ام

من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم.

ای بهار زندگی ام

اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست

اکنون که باهایم توان راه رفتن ندارد

برگرد

باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را

باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا

باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.

بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم

بدان که قلب من هم شکسته

بدان که روحم از همه دردها خسته شده.

این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد.

بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام...




بازدید : 20
نظرات ()
نوشته شده در : سه شنبه 2 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

مال این حرفا نبودی.............

 

واسه عشقم "تا" نبودی

واسه هجرت" پا" نبودی

تو هجوم بیکسی ها

بودی و...اما... نبودی

در نبرد ما و ظلمت

خوبه من با ما نبودی

اگه تو عاشقه عشقی

واسه چی رسوا نبودی؟

من از اول می دونستم

مال این حرفا نبودی




بازدید : 24
نظرات ()
نوشته شده در : سه شنبه 2 اسفند 1390 |نویسنده : rahim

عشق

هر وقت خواستی بدونی کسی دوست داره تو چشاش زل بزن تا عشق و تو چشاش ببینی .

اگه نگات کرد عاشقته.

اگه خجالت کشید بدون برات میمیره.

اگه سرش و انداخت پایین و یه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو میمیره

 و

اگرم خندید بدون اصلا دوست نداره.........................




بازدید : 28
نظرات ()
نوشته شده در : یکشنبه 30 بهمن 1390 |نویسنده : rahim

وقتی دلتنگ شدی

به یاد بیارکسی روکه خیلی دوست داره

وقتی ناامید شدی

به یاد بیارکسی روکه تنهاامیدش تویی

وقتی پراز سکوت شدی

به یاد بیارکسی روکه به صدات محتاجه

وقتی دلت خواست ازغصه بشکنه

به یاد بیارکسی روکه توی دلت یه کلبه ساخته

وقتی دلتنگ شدی

به یاد بیارکسی روکه خیلی دوست داره

وقتی ناامید شدی

به یاد بیارکسی روکه تنهاامیدش تویی

وقتی پراز سکوت شدی

به یاد بیارکسی روکه به صدات محتاجه

وقتی دلت خواست ازغصه بشکنه

به یاد بیارکسی روکه توی دلت یه کلبه ساخته




بازدید : 34
نظرات ()
تعداد صفحات : 3 1 2 3 صفحه بعد
عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *
سوپرچت
آمار کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار بازدید:
میهمان آنلاین: 1
بازدید امروز: 3
بازدید دیروز: 10
بازدید کلی: 3,054
مطالب و نظرات:
تعداد مطالب: 82
تعداد نویسندگان: 19
عضویت:
مجموع کاربران: 5
اعضای آنلاین:

مطالب جدید
این متنا خیلی نایسند حتما بخونید تاریخ : پنجشنبه 07 اردیبهشت 1391
خداوندا گله دارم تاریخ : پنجشنبه 07 اردیبهشت 1391
دل سوختن تاریخ : پنجشنبه 07 اردیبهشت 1391
عشق... تاریخ : پنجشنبه 07 اردیبهشت 1391
پایان دنیا تاریخ : دوشنبه 07 فروردین 1391
بچه که بودم تاریخ : دوشنبه 07 فروردین 1391
خداحافظ ای شعرشبهای روشن تاریخ : یکشنبه 28 اسفند 1390
اینم یه طنزباحال تاریخ : شنبه 20 اسفند 1390
جملات باحال وعشقولانه تاریخ : شنبه 20 اسفند 1390
جعبه پیام

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
 
(Refresh)
جستجو

صفحه نخست | عضویت | ورود کاربران | آرشیو | خوراک | تماس با ما

Copyright © 2011 desgin : erfan abbasiDesigned BY: Mehrdad Dashti